۱۳۹۶ خرداد ۲۰, شنبه

از نیروهای خودسر تا نیروهای « آتش به اختیار »

محسن کدیور

ضرب المثلی داریم با این عنوان «کلام الملوک ملوک الکلام» (کلام شاهان شاه کلامهاست). سخنان روز گذشته رهبر جمهوری اسلامی یکی از این «شاهکار»ها بود. بیشک اعلام موقعیت «آتش به اختیار» یکی از ملوک الکلام بارزی است که در سایه «ترقه بازیهای دیروز تهران» توجه کافی به آن مبذول نشد. این یادداشت تشریح مفاد این کلام بسیار مهم رهبری و آشنایی با دوران تازه ای است که با اعلام این موقعیت آغاز شده است.
در دیدار سه ساعته مورخ ۱۷ خرداد ۱۳۹۶ جمعی از دانشجویان و تشکلهای دانشجویی وابسته به نظام با مقام رهبری، ایشان ده توصیه به دانشجویان کرد، از جمله «تلاش جدی و همه‌جانبه برای غلبه دادن گفتمان انقلاب در دانشگاهها، البته این خطاب، مخصوص دانشگاهها نیست و هر یک از هسته‌های جهاد فکری در سراسر کشور باید در این زمینه به صورت مستقل عمل کنند. گاهی دستگاههای مرکزیِ فکر، فرهنگ و سیاست، دچار اختلال و تعطیلی می‌شوند که در این وضعیت، باید افسران جنگ نرم، با شناخت وظیفه خود، به صورت آتش به اختیار، تصمیم‌گیری و اقدام کنند». (پایگاه اطلاع رسانی مقام رهبری)
آقای خامنه ای که دوست دارد عرصه فرهنگی را به شیوه نظامی مدیریت کند، در توصیه فوق علاوه بر اصطلاح «افسران جنگ نرم» که به بسیجیان مامور در عرصه سیاسی فرهنگی اجتماعی اطلاق می کند، اصطلاح نظامی تازه ای را به کار برد که اهمیت آن از تمام مطالبی که در این سخنرانی ایراد کرده بیشتر است و آن اصطلاح «آتش به اختیار» است.
«فرمان آتش» در نیروهای مسلح در اختیار فرمانده کل است و نظامیان تحت امر بدون اجازه مافوق اجازه شلیک و چکاندن سلاح و به اصطلاح آتش ندارند. اما ممکن است شرایطی پیش آید که فرمانده به پرسنل یگانی مسلح اجازه بدهد که بدون هماهنگی با مرکز فرماندهی اجازه آتش به هر جنبنده ای داشته باشد. واضح است که اگر چنین اجازه ای به تمام نیروهای مسلح داده شود، و این اجازه هم به جای اینکه محرمانه صادر شده باشد علنی شرف صدور یافته باشد، معنایش این است که أوضاع از کنترل فرمانده کل خارج شده است و برای بقای نظام هر که دستش به قبضه تفنگی می رسد مجاز است آتش کند. به عبارت دیگر موقعیت «آتش به اختیار» موقعیتی است که ارتباطات نظامی در جنگ گسسته و رزمندگان پراکنده شده اند و فرماندهی کل هیچ امیدی به پیش برد برنامه و نقشه هایش از طریق نظم سازمانی ندارد، لذا در تلاش برای بقا با اعلام موقعیت آتش به اختیار چشم امید به آتش کور و بی نظم افرادش بسته است.
اعلام موقعیت «آتش به اختیار» اعتراف به جواز هرج و مرج است. چرا که فرمانده نظم موجود را عین ضرر یافته است. از جانب دیگر فرماندهی فرمان آتش به اختیار صادر می کند که در مسئولان امر امید اصلاح نداشته باشد، خود نیز به دلیل بیماری یا ناتوانی در اقناع مسئولان یا هر دو، توان اصلاح أمور را از دست داده لذا چاره ای جز سپردن آتش به دست هر صاحب سلاحی خارج از نظم سازمانی ندارد. اعلام موقعیت «آتش به اختیار» نشانه آشکار ضعف و استیصال است.
پیشینه موقعیت «آتش به اختیار» البته بدون بکار بردن اصطلاحات نظامی را می توان در انتهای بند میم وصیت نامه الهی سیاسی آقای خمینی مشاهده کرد. ایشان در مورد جلوگیری از رواج آزادی مخرب به شکل غربی تذکر می دهد: «مردم و جوانان حزب‏اللهى اگر برخورد به یکى از امور مذکور نمودند به دستگاههاى مربوطه رجوع کنند و اگر آنان کوتاهى نمودند، خودشان مکلف به جلوگیرى هستند.» در بیانات دو رهبر جمهوری اسلامی «تمسک به قانون» برای اصلاح أمور جایی ندارد. اگر امت حزب الله و افسران جنگ نرم به این نتیجه رسیدند که مسئولان امر به انحراف می روند و با تذکرات حزب اللهی هم دست از انحراف خود برنمی دارند بنا به فرمایش رهبر «در این وضعیت، باید افسران جنگ نرم، با شناخت وظیفه خود، به صورت آتش به اختیار، تصمیم‌گیری و اقدام کنند».
۲
آنچه گذشت کلیات و به اصطلاح کبریات بحث بود، اکنون نوبت به تطبیق این کلیات بر جزئیات و به اصطلاح صغرای بحث می رسد. این نخستین سخنرانی تفصیلی آقای خامنه ای بعد از انتخابات ریاست جمهوری ۲۹ اردیبهشت ۹۶ است. او با صراحت پیروان خود را دلداری می دهد که از شکستهای مقطعی عبرت بگیرند و ناامید نباشند. ایشان بار دیگر دولت منتخب مردم را متهم به الگوی غربی برای اداره کشور می کند. مدرک چنین اتهامی سند ۲۰۳۰ یونسکو است که کارشناسان مستندا خطا بودن تلقی رهبری را مکررا اثبات کرده اند، اما ایشان نمی خواهد بپذیرد که سند یادشده هیج الزامی برای اعضای یونسکو ایجاد نکرده و ایران هم چیزی نبوده تا امضا کند! رئیس جمهور منتخب چندین بار این را علنا توضیح داده اما مقام رهبری نه تنها قانع نشده بلکه پیروان خود را به اجرای موقعیت آتش به اختیار فرامی خواند.
معنای سخنان صریح آقای خامنه ای این است که ایشان توان قانع کردن رئیس جمهور منتخب را نداشته است، قدرت تحمیل نظرش به دولت را نیز فاقد است. و چاره ای جز کشاندن این موضوع به فضای عمومی کشور نیافته است. رهبر جمهوری اسلامی در هیچ دوره ای این قدر ضعیف نبوده است. کسی که کلام و منویاتش فصل الخطاب محسوب می شد، نه تنها دگر فصل الخطاب نیست، بلکه عالی ترین مقام اجرایی کشور علنا و مکررا مخالفت خود را با نظر نادرست او اعلام می کند.
با اینکه نزدیک هشتاد درصد قدرت در دست رهبری است، اکثریت مردم ایران به خط مشی او «نه» گفتند، و او در شرایطی نیست که منویات خود را به منتخب اکثریت مردم تحمیل کند. لذا از پیروان وفادارش ملتمسانه درخواست می کند از دست من کاری برنمی آید خودتان این متمردان غرب زده! را سرجای خودشان بنشانید. راستی شنیدنی است: رهبری که باید مدافع نظام باشد به رهبر منتقدان و مخالفان فعال دولت تنزل کرده است.
واژه «خودسر» در فرهنگ جمهوری اسلامی معنایش ماموران لباس شخصی است که پنهانی انجام وظیفه می کنند. به عنوان نمونه قتلهای زنجیره ای پائیز ۱۳۷۷ از سوی ماموران امنیتی نظام انجام گرفته بود که حتی برای قتل خارج از ساعت اداری از بیت المال اضافه کار هم گرفته بودند! اکنون به امت حزب الله و افسران جنگ نرم این اجازه داده شده است که هر تصمیم و اقدامی که در راستای انجام وظیفه تشخیص دادند مجازند انجام دهند. وقتی حفظ نظام اوجب واجبات باشد و فرمانده کل قوا موقعیت را آتش به فرمان تشخیص داده باشد اینکه چه اقدامی انجام نشود به تشخیص بسیجیان جان بر کف و افسران با بصیرت جنگ نرم بستگی دارد، و الا این شمشیر توسط مقام معظم رهبری اکنون در کف زنگی مست قرار داده شده است. توجه داشته باشیم که تا کنون موقعیت آتش در اختیار اعلام نشده بود و اقدامات محفلی از قبیل محفل کرمان و حمله به سفارت عربستان و اسیدپاشی به صورت بانوان هموطن و … صورت می گرفت، حالا که این فرمان جهان مطاع شرف صدور یافته است، باید شاهد چه اتفاقات تازه ای باشیم.
نکته اخر: بدترین تصمیمات آقای خمینی در یک سال آخر عمرش اتخاذ شد، که ایشان حقیقتا بیمار بود و به دلیل عدم برخورداری از سلامت کامل (کبر سن، سرطان پیش رفته و بیماری قلبی) صلاحیت تصمیم گیری نداشت، اما یکه سالارانه تصمیم گرفت یا تصمیماتی بنامش اعلام شد. آیا قرار است دومین رهبر جمهوری اسلامی از این حیث هم جا پای امام راحل عظیم الشأن بگذارد؟ آیا با گذشت نزدیک چهار دهه از انقلاب هنوز دوران تصمیمات یکه سالارانه شخص اول به پایان نرسیده است؟ خدا آخر و عاقبت ما را ختم به خیر فرماید.
از: گویا

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر